loading...

تاریخ تطبیقی

Content extracted from http://tarikhorg.blog.ir/rss/?1743821402

بازدید : 981
يکشنبه 3 خرداد 1399 زمان : 23:22
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تاریخ تطبیقی

پرسش شما: چرا مبارزه با رژیم صهیونیستی واجب است؟

پاسخ استاد: در بحث دفاع در برابر هجوم دشمن هیچگونه اختلافی(میان علما) نیست و وجوب آن را حتی بعضا فطری دانسته‌اند. دفاع در برابر کافر مهاجم براساس هر چهار دلیل قرآن، سنت، اجماع و عقل ثابت شده است.

البته در زمینه دفاع شناخت موضوع بسیار مهم است. یعنی منظور ما از کافر مهاجم چه کسی است، نوع هجوم به چه صورتی است؟ راه مقابله به چه صورتی است، توانی که در دفاع تعیین شده در چه‌اندازه است؟ آنچه که مهم است همین چهار بخش است؛ یعنی شناخت هجوم هر مقدار دقیق، به هنگام و جامع باشد، تکلیف دفاع به خوبی معلوم می‌شود.

امروز بحث رژیم اشغالگر به طور اجمالی و نقطه‌ای در یک سرزمین خاص بوده و هجوم او بر همه معلوم شده است. یعنی کفار به عنوان یهودیت صهیونیست آمده‌اند قسمتی از سرزمین‌های مسلمانان را اشغال کرده‌اند و به قبله اول مسلمانان دست‌اندازی کرده‌اند، به دلیل قبله بودن و از این جهت که مسجد است اعتبار افزون دارد؛ پس وجوب دفاع بر همه لازم است .

اما آنچه که این قضیه را بیشتر می‌کند این است که تنها دست‌اندازی بر یک قسمت از جهان اسلام نیست، بلکه اینجا نقطه آغاز عملیات برای دست‌اندازی بر تمام نقاط اسلامی‌است، یعنی یک هجوم بالفعل در یک نقطه‌ای آغاز شده و آن نقطه را بالفعل گرفته و به دنبال بالفعل سازی تصرف سایر نقاط است.

بنابراین هجوم در یک نقطه خاص نیست، بلکه هجوم در تمام نقاط است و ظهور پیدا کرده، اگرچه به شکل مشخص انجام نشود؛ همان گونه که رهبر معظم انقلاب هشدار دادند، رژیم صهیونیستی قصد دارد سایر نقاط را هم بگیرد، یعنی بحث نیل تا فرات مطرح نیست .

اینجا تنها کانون فتح سرزمینی کشورهای اسلامی‌نیست، بلکه یک کانونی است برای هجوم بر همه حیثیت عقیدتی جهان اسلام و به تعبیر قرآن «وَلَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ . »

هجوم یهود صهیونیستی در فلسطین اشغالی بروز و ظهور عملیاتی پیدا کرده و در آنجا کانونی است، برای پشتیبانی تمام رسانه‌هایی که امروز متصل به اسلام هستند؛ حتی رسانه‌هایی که هجوم فرقه‌ای دارند مانند وهابیت؛ زمانی که ارزیابی می‌شود منشا آنجاست و تمام افکار جهان اسلام مورد هجوم قرار گرفته است.

منبع: گفت‌وگو با رسا(1399/03/02)

بازدید : 1388
يکشنبه 3 خرداد 1399 زمان : 23:22
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تاریخ تطبیقی

خداوند قتل پیامبرانش را به قوم بنی‌اسرائیل نسبت می‌دهد؛ درحالی‌که همه آن‌ها پیامبران را نمی‌کشتند، ولی اینان گرد سازمانی منحرف جمع شده بودند و کار آن سازمان را تائید می‌کردند. ما از این سازمان به سازمان یهود تعبیر می‌کنیم.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ هدف از ارسال رسل سعادت بشر و رسیدن او به کمال در سایه قرب است. خداوند جهت نجات بنی‌اسرائیل از سلطه و بردگی فرعون و همچنین ارتقای معنوی آن‌‌ها موسی(علیه‌السلام) را به سویشان فرستاد تا حکومت دینی و الهی را در قدس برپا کند.(1)

خداوند در این مسیر همواره آنان را به امداد‌های غیبی یاری کرد، ولی آن‌ها کارشکنی و شیطنت کردند تا جایی که پیامبر الهی از دست آن‌ها رنجید و به خداوند شکایت کرد.(2) حاصل تمرد بنی‌اسرائیل در این مسیر انحطاط آن‌ها بود که خداوند در قرآن موارد متعددی از آن را بیان کرده است.

1 - نفس‌پرستی و آزمندی

پس از استقرار بنی اسرائیل در منطقه قدس دانش‌‌هایی که آنان در صحرای سینا از موسی(علیه‌السلام) آموخته بودند با تجربه عملی همراه شد و مجموعه‌ای از توانمندی‌‌ها را در ایشان پدید آورد. اگر این توانایی‌‌ها در راستای تحقق اهداف انبیا بکار می‌رفت این وعده خداوند تحقق می‌یافت که فرمود «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ؛ و ما اراده داشتیم که بر آن طایفه ضعیف و ذلیل شده در آن سرزمین منّت گذارده و آن‌ها را پیشوایان(خلق) قرار دهیم و وارث (ملک و جاه فرعونیان) گردانیم.»(3)

بنی‌اسرائیل هم توان علمی‌داشتند و هم تجربه، تنها نیاز آنان قرین ساختن معنویت با قدرت بود. قدرت گاهی به سمت خواهش‌‌های نفسانی می‌رود و این با هدف الهی جمع شدنی نیست. قوم یهود گرفتار حسد و آزمندی زندگی دنیا شده بودند. «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ بلکه حسد می‌ورزند با مردم(یعنی پیامبر و مسلمین) چون آن‌ها را خدا به فضل خود برخوردار نمود.»(4)

اگر انسان چنان در پی دنیا برود که از خدا دور شود، حرص(سیرناپذیری)، حسد و ترس او را فرا می‌گیرد. بنی‌اسرائیل تا هنگامی‌که در مسیر حق و خداوند بودند به آسانی به حاکمیت دست می‌یافتند، چرا که توان اجرا و گسترش آن را داشتند.(5) اما با پیدایش انحراف در بین آن‌ها هرم خواسته‌‌ها و مفاهیم معکوس شد.

2- نژادپرستی

یهودیان خود را(قوم برگزیده) می‌دانند و این اعتقاد مقوله اساسی در آیین یهود است. در تلمود آمده است که اسرائیل به دانه زیتون شبیه است چراکه زیتون امکان آمیختن با مواد دیگر را ندارد!(6) از سوی دیگر خداوند متعال نیز در قرآن به برتری دادن آنان اشاره کرده است؛ «یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ؛‌‌‌ای بنی اسرائیل، یاد کنید از نعمت‌هایی که به شما عطا کردم و(به نعمت کتاب و رسول) شما را بر عالمیان برتری دادم.(7)

خداوند بنی‌اسرائیل را بر جهانیان برتری داده بود و عنایت خویش را همواره بر ایشان نازل می‌کرد. خدای متعال نعمت‌‌ها و الطاف زیادی به آنان عنایت فرمود که از بردگی به قدرت و عزت رسیدند. می‌توان گفت خداوند این نوع و سطح از مواهب را برای سایر اقوام فراهم ننمود و از این جهت بنی‌اسرائیل را بر سایر اقوام برتری داد.

بنابراین برتری بنی‌اسرائیل از جهت نعمت‌‌ها و الطاف ویژه‌ای است که خداوند برای آن‌ها قرار داده نه برتری نژاد. البته بنی‌اسرائیل در مقابل این همه نشانه آشکار از محبت و قدرت الهی، کفران، لجاجت و بهانه جویی را جایگزین شکر و عبادت خدا کردند.

«سَلْ بَنِی إِسْرَائِیلَ کَمْ آتَیْنَاهُمْ مِنْ آیَةٍ بَیِّنَةٍ وَمَنْ یُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ؛ (ای پیغمبر) از بنی‌اسرائیل سؤال کن که ما چقدر آیات و ادلّه روشن بر آن‌ها آوردیم! و هر کس پس از آنکه نعمت و هدایتی که خدا به او داد آن را به کفر مبدّل کند(بداند که) عقاب خدا بر کافران بسیار سخت است.»(8)

آنان برتری نژاد خود را تا جایی پیش بردند که خود را فرزندان خدا نامیدند. قرآن از این موضوع به شدت انتقاد می‌کند. «وَقَالَتِ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُمْ بِذُنُوبِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشَاءُ وَیُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ وَلِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ؛ یهود و نصاری گفتند: ما پسران خدا و دوستان اوییم. بگو(ای پیغمبر): اگر چنین است پس او چرا شما را به گنا‌هانتان عذاب می‌کند؟ بلکه شما هم بشری هستید از آن‌ها که خدا خلق کرده، هر که را بخواهد می‌بخشد و هر که را بخواهد عذاب می‌کند، و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آن‌ها است از آنِ خداست و بازگشت همه به سوی اوست.»(9)

در واقع بنی‌اسرائیل خطای بزرگ مرتکب شدند و گمان کردند خداوند نژاد آن‌ها را ارج می‌دهد؛ در حالی که خداوند بنی‌اسرائیل را ارج می‌نهاد که به آموزه‌‌های موسی(علیه‌السلام) ایمان بیاورند، یعنی برتری آن‌ها در صورت حفظ ایمانشان(10) و تصدیق پیامبران بعدی و پیامبر موعود بود.

ملاک برتری نزد خداوند تنها ایمان است «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ؛ همانا بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شمایند، همانا خدا کاملا دانا و آگاه است.»(11) از همین روست که خداوند آنان را بیمه داده است «وَاتَّقُوا یَوْمًا لَا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئًا وَلَا یُقْبَلُ مِنْ‌ها شَفَاعَةٌ وَلَا یُؤْخَذُ مِنْ‌ها عَدْلٌ وَلَا هُمْ یُنْصَرُونَ؛ و حذر کنید از آن روزی که هیچ کس به کار دیگری نیاید، و شفاعت هیچ کس پذیرفته نشود، و فدا و عوض از کسی قبول نکنند، و هیچ یاری کننده و فریادرسی نخواهند داشت.»(12)

هدف خداوند از این که فلسطین را مقدر آنان کرده بود، این بود که دین بر زمین حاکمیت یابد. «یَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ؛‌‌‌ای قوم، به سرزمین مقدسی که خدا سرنوشت شما کرد داخل شوید و پشت(به حکم خدا) مکنید، که زیانکار می‌شوید.»(13)

اما بنی‌اسرائیل گمان کرده‌اند که خدا این سرزمین را برای نژاد آن برگزیده است. نتیجه این نژادپرستی این بود که همواره پشتوانه و نیروی از دست دادند، زیرا آنان با این تفکر اجازه نمی‌دهند جز خودشان کسی در سیستم حکومتی رشد کند. آنان می‌پندارند که بنی‌اسرائیل در تقسیم مباحث قدرت مقدم‌اند.

3 - دوری از خط انبیا الهی

با بروز تفکر نژادپرستی، نگهداری حکومت به قضایای انحرافی نیاز داشت. از آنجایی که دینداران در این حکومت‌‌ها دیگر با حاکمان همکاری نخواهند کرد.(14) قدرت دور از خدا مروج انصراف می‌شود. عده‌ای را باید با بت و مشغولیت‌‌های کاذب و عده‌ای دیگر را با شراب شهوت و پول ساکت کرد. از این‌رو مدتی که از حکومت یوشع(علیه‌السلام) گذشت و حاکمیت به مذاق بنی‌اسرائیل خوش آمد، انحراف‌‌ها آغاز و فاصله حاکمان از پیامبران بیشتر شد.

تفکر حاکمیت بنی‌اسرائیل بر جهان در بین آنان لانه کرد و تفکر یهودی یا به تعبیر دیگر صهیونیستی را پدید آورد. تلاش انبیا این بود که اینان را از این تفکر انحرافی خارج سازند و به نیرو‌های مؤمن و مخلص تبدیل کنند.

4 - کشتن پیامبران

خداوند برای اصلاح این گروه پی‌درپی پیامبر می‌فرستاد و آنان نیز پیامبران خدا را می‌کشتند! «لَقَدْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَیْهِمْ رُسُلًا کُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِیقًا کَذَّبُوا وَفَرِیقًا یَقْتُلُونَ؛ ما از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم؛ و رسولانی به سوی آن‌ها فرستادیم؛ (ولی) هر زمان پیامبری حکمی‌بر خلاف هوس‌ها و دلخواه آن‌ها می‌آورد، عده‌ای را تکذیب می‌کردند؛ و عده‌ای را می‌کشتند.»(15)

خداوند قتل پیامبرانش را به قوم بنی‌اسرائیل نسبت می‌دهد؛ درحالی‌که همه آن‌ها پیامبران را نمی‌کشتند، ولی اینان گرد سازمانی منحرف جمع شده بودند و کار آن سازمان را تائید می‌کردند. ما از این سازمان به سازمان یهود تعبیر می‌کنیم. سازمان دور دیده و تجربه اندوخته و منحرف. آنان همانند دزدان بودند که با چراغ روشن آمده بودند و انبیا درصدد بودن این چراغ به دستان را از دزدی باز دارند.

منبع: دشمن شدید، دفتراول(حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدی طائب) چاپ دوم، زمستان 95، انتشارات شهید کاظمی، صص175-180

پی نوشت؛

1 - مائده/ 21

2 - همان/25

3 - قصص/5

4 - نساء/54

5 - ر.ک: تاریخ الیعقوبی، ج1، صص46-50

6 - ر.ک: موسوعه الیهود الهیودیه، عبدالو‌هاب المسیری، ج5، ص72

7 - بقره/47

8 - همان/211

9 - مائده/18

10 - عهد عتیق، تثنیه، باب 26، شماره 16 و 18 و باب13؛ در این فراز‌ها از تورات به خوبی آشکار است که خداوند بنی اسرائیل را تنها در صورت حفظ ایمان برتری خواهد داد.

11 - حجرات/13

12 - بقره/48

13 - مائده/21

14 - تفکر نژاد پرستانه، انسان‌‌ها را براساس قومیت و ملیت برتری می‌دهد ولی تفکر دینی همه نژاد‌‌ها و ملیت‌‌ها را یکسان و ملاک برتری را در تقوا و ایمان می‌داند.

15 - مائده/70

بازدید : 659
يکشنبه 3 خرداد 1399 زمان : 23:22
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تاریخ تطبیقی

امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است» ولی درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید و کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ(1399/02/29) در شهر مقدس قم برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در این مراسم در سخنانی با بیان این‌که جهانی شدن مسأله قدس امری مسلم است، اظهار کرد: امام خمینی(ره) علمدار دینی شدن مبارزه با اسرائیل است، اما امروزه این عَلَم به دست کیست؟ به عبارت دیگر امام خمینی(ره) مبارزه را دینی کردند، اما به چه دلیل امروزه مبارزه سیاسی اعلام شده است؟

وی افزود: اگر چه این مبارزه از حوزه نشر و گسترش پیدا کرد، ولی عنوان دینی‌اش در آن ذاتی نشد، برای نمونه مباحث صلات، روزه و خمس در حوزه ذاتی هستند، ولی مبارزه با صهیونیست به عنوان یک بحث روز فقهی، ذاتی حوزه نشده و درباره آن بحث نمی‌شود.

استاد درس خارج حوزه علمیه خاطرنشان کرد: در این جلسه دو نفر از اساتید آیات مربوط به مبارزه با اسرائیل را بیان کردند که اگر از آن‌ها سؤال شود ابتکار شخصی است یا دوره تخصصی در حوزه دیده‌اند؟ خواهند گفت ابتکار شخصی است؛ به چه دلیل در پایان نامه‌های حوزوی قدس به عنوان بحثی دینی ترویج نمی‌شود؟

وی با تأکید بر این‌که حوزه علمیه در زمینه کرونا انفعالی عمل کرده است، بیان داشت: ابتدا که موضوع کرونا مطرح شد، حوزه علمیه اطلاعی از عمق ماجرای آن نداشت. البته نهادهای شخصی در این زمینه کار کردند ولی حوزه به صورت عمیق موضوع را متوجه نشد تا به حوزویان نیز اطلاعات کافی را بدهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب گفت: آیا در زمینه باز شدن مساجد در حوزه علمیه وحدت نظر وجود دارد؟ برخی می‌گویند باز شود و برخی می‌گویند مطلقاً بسته باشد، چرا؟ چون جامعه اطلاعاتی نداریم. ما انفعالی برخورد می‌کنیم، هجومی‌نیستیم. چرا که خمیرمایه مطالب دستمان هست ولی شکل دهی و دسته بندی آن صورت نمی‌گیرد.

وی ادامه داد: برای بحث صهیونیسم که جهانی شده و کل عالم سیاست روی آن می‌چرخد تازه در حوزه علمیه دو واحد درس آن هم در رشته تخصصی اختصاص داده شده است، این نشان دهنده عدم روشن شدن ذات قضیه است. در حالی که باید بدانیم پای موضوع مبارزه با صهیونیست و دفاع از فلسطین خون‌ها ریخته شده است.

کارشناس مسائل سیاسی با تصریح بر این‌که حوزه باید در زمینه فلسطین از حالت انفعالی خارج شده و هجومی‌عمل کند، گفت: حوزه باید در این زمینه علمدار شود. البته محتوای علمی‌در زمینه فلسطین در حوزه علمیه فراوان است و در هیچ جای عالم چنین اطلاعاتی را نمی‌توان یافت، ولی تبدیل به اعلان نشده است.

وی افزود: امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است»، درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید، کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب در پایان تأکید کرد: البته حوزه کار کرده و بسیار هم پیش رفته است ولی امیدواریم گام‌های بعدی را جدی‌تر و قوی‌تر بردارد. حوزه اگر بخواهد و تلاش کند چه بسا 25(برای نابودی رژیم صهیونیستی) سال را می‌تواند به یک یا دو سال کاهش دهد.

انتهای پیام/

بازدید : 1930
پنجشنبه 31 ارديبهشت 1399 زمان : 23:23
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تاریخ تطبیقی

«قوم برگزیده» عنوانی است که در تورات و تلمود فراوان به چشم می‌خورد. به گونه‌ای که مردم جهان به دو بخش اسرائیلی و غیر اسرائیلی تقسیم شده‌اند. به اعتقاد یهودیان به این‌که قوم برگزیده‌اند، مقوله‌ای اساسی در آیین یهود است.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ «قوم برگزیده» عنوانی است که در تورات و تلمود فراوان به چشم می‌خورد. به گونه‌ای که مردم جهان به دو بخش اسرائیلی و غیر اسرائیلی تقسیم شده‌اند. به اعتقاد یهودیان به این‌که قوم برگزیده‌اند، مقوله‌ای اساسی در آیین یهود است و در تلمود آمده است که یسرائیل به دانه زیتون شباهت دارد، چون زیتون امکان آمیختن به دیگر مواد را ندارد.

در سفر تثنیه7/6 آمده است: شما قوم مقدسی هستید که خداوند از میان دیگر ملت‌های روی زمین شما را انتخاب کرده است و این به جهت فزونی شما نیست بلکه تعداد شما کم است ولی این انتخاب به جهت محبت خدا به شما و سوگندی است که برای پدرانتان یاد کرده است. در سفر تثنیه14/2 و لاویان20/24 و 26 نیز شبیه این مطلب آمده است.

در تلمود که کتاب احکام یهودیان به شمار می‌رود، می‌خوانیم: ذات قدوس متبارک به ملت اسرائیل چنین فرمود: من خدای همه عالم هستم لکن نامم را فقط بر شما نهاده‌ام، مرا خدای بت پرستان نمی‌خوانند بلکه به عنوان خدای اسرائیل شناخته شده‌ام. البته موضوع برتری یهود بر دیگر اقوام و برگزیده بودن آن در قرآن هم اشاره شده است اما پیداست که ملاک این برتری، دینداری بوده و این طور نیست که یهود برای همیشه این فضیلت را داشته باشند. البته اگر شرایطی که در کتاب مقدس و قرآن آمده است، رعایت می‌کردند همچنان قوم برگزیده و برتر بودند.

قرآن کریم می‌فرماید «یهود و نصاری می‌گویند ما فرزندان خدا و دوستان اوییم» گرچه در این آیه نصاری هم آمده است، لیکن در آیات دیگر قرآن تنها بر نژاد پرستی یهود تکیه شده است؛ مثلاً در سوره جمعه روی سخن تنها با یهودیان است و در جواب این‌که گفته‌اند «تنها ما دوستان خداییم» می‌فرماید «اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید.»

یهود در تورات تحریف شده

در تورات آمده است: چون شما قوم مقدسی هستید که به خداوند، خدای تان اختصاص یافته اید، او بین تمام مردم روی زمین شما را انتخاب کرده است تا برگزیدگان او باشید.

در سفر اعداد می‌خوانیم: این قوم، چون شمشیر بر می‌خیزند و تا وقتی که شکار خود را نخورند و خون کشتگان را ننوشند نمی‌خوابند.

خاخام شنیور زالمان می‌گوید: یهودیان ذاتا پاک و طیب و غیر یهودیان طبعا پلید و بزه کار هستند.

در کتاب اول. اسموئیل، فصل ۱۵، جمله ۳ ٫ آمده: حال برو و مردم عمالیق را قتل عام کن بر آن‌ها رحم نکن بلکه زن و مرد، طفل شیرخواره و گاو و گوسفند و شتر و الاغ، همه را نابود کن.(2)

یهود از برگزیدگی تا نژادپرستی

دکتر اسرائیل شاهاک، استاد دانشگاه عبرانی بیت‏المقدس و رئیس جامعه حقوق بشر اسرائیل، می‏گوید: فعالیت‏های سیاسی من در سال 1965ـ1966 با یک اعتراض آغاز گردید. من در اورشلیم به چشم خود دیدم که یک یهودیِ مذهبیِ افراطی، اجازه نداد که در روز شنبه از تلفن او برای نجات همسایه غیر یهودی او که در حمله‏ای مجروح شده بود، استفاده کنند، و آمبولانس خبر کنند.

من به جای آن‏که این خبر را به روزنامه‏ها بدهم، از دادگاه حاخامی‌اورشلیم را برای گفت‏وگو خواستار شدم. از اعضای این دادگاه، که اعضای آن از حاخام‏های منصوب دولت اسرائیلند، پرسیدم که آیا این شیوه رفتار، با تفسیر آنان از مذهب یهود سازگار است؟ به من پاسخ دادند که یهودی مزبور رفتاری صحیح و حتی مؤمنانه داشته، و مرا به یکی از قوانین تلمود، که در قرن ما گردآوری شده است، ارجاع دادند. این ماجرا را به روزنامه عبری‏زبآن‌هاآرتص خبر دادم. خبر طنین‏انداز شد و جنجال و رسوایی رسآن‌های به‏پا کرد که پیامدهای آن، تا آنجا که به من مربوط است، بیشتر منفی بود تا مثبت.

نه مقامات حاخامی‌اسرائیلی و نه مقامات دیاسپورا [یهودیانی که در غیر کشور اسرائیل زندگی می‏کنند] هیچ‏کدام در این حکم تجدیدنظر نکردند: یک یهودی نباید شنبه را به خاطر نجات جان یک «بیگانه»[غیریهودی] نقض نماید. از این‏رو با بهره‏گیری از معلوماتی که در جوانی به دست آورده بودم، به بررسی قوانین تلمود درباره روابط یهودیان و غیریهودیان پرداختم، و بر من آشکار شد که نه صهیونیسم و نه سیاست دولت اسرائیل از آغاز کار آن و نه رفتارهایی که حامیان اسرائیل در دیگر نقاط جهان در پیش گرفته‏اند، بدون در نظر گرفتن نفوذ عمیق این قوانین و جهان‏بینی‏ای که ایجاد و بیان می‏کنند، قابل درک نیستند.(3)

یهود در تلمود

گفته‌های موجود در کتاب تلمود این ایده را به خوبی روشن می‌سازد که اکنون آن‌ها را برمی‌شماریم:

1. قسمتی از شیاطین، از فرزندان آدم هستند. آدم، زنی داشت از شیاطین به نام لیث که مدت 130 سال همسر آدم بود و شیاطین از نسل او متولد شدند؛

2. ارواح یهود از ارواح دیگران افضل است، زیرا ارواح یهود، جزو خداوند است. همچنان که فرزند جزو پدرش است. روح یهود نزد خدا عزیزتر است؛ زیرا ارواح دیگران، شیطانی و مانند ارواح حیوانات است. نطفه غیریهودی، مثل نطفه بقیه حیوانات است؛

3. بهشت، مخصوص یهود است و هیچ کس به جز آن‌ها داخل آن نمی‌شود، ولی جهنم، جایگاه مسیحیان و مسلمانان است؛

4. مسیح پیامبر نیامده است و تا حکم«اشراء»(غیر یهود) منقرض نشود، ظهور نخواهد کرد و آنگاه که او بیاید، از زمین، خمیر نان و لباس پشمی‌می‌روید. در این هنگام، سلطه و پادشاهی یهود بازمی‌گردد و تمام ملتها مسیح را خدمت خواهند کرد. در آن زمان، هر فرد یهودی، 2800برده و غلام خواهد داشت؛

5. بر یهود لازم است که املاک دیگران را خریداری کند تا آن‌ها صاحب ملک نباشند و همیشه سلطه اقتصادی برای یهود باشد؛

6. کشتن مسیحی از واجبات مذهبی ماست و پیمان بستن با او، یهودی را ملزم به ادای دین نمی‌کند؛

7. یسوع ناصری که ادعای پیامبری کرده و نصارا فریبش را خوردند،

با مادرش مریم، که او را از مردی بنام «باندار» به زنا آورده بود در آتش دوزخ می‌سوزند؛

8. سگ از غیریهودی، افضل است؛ زیرا در اعیاد باید به سگ نان و گوشت داد، ولی نان دادن به اجنبی حرام است؛

9. بیگانگان برای خدمت کردن به یهود به صورت انسان خلق شده اند؛

10. هرمسیحی که یهودی نشود، بت پرست و دشمن خدا خواهد بود؛

11. از عدالت خارج است که انسان بر غیر از یهود کوچکترین ترحمی‌روا دارد؛

12. غیریهودی را هرچند صالح و نیکوکار باشد، باید کشت. اگر یکی از بیگانگان را بکشیم، مثل این است که در راه خدا قربانی کرده‌ایم؛

13. ما ملت برگزیده خداوندیم. خدا حیوانات انسانی برای ما خلق کرده است؛ زیرا می‌دانست ما به دوگونه حیوان نیاز داریم؛ یکی، حیوانات بی شعور مانند بهایم و حیوانات غیرناطقه و دیگری، حیوانات ناطقه و باشعور مانند مسیحیان و مسلمانان و بوداییان برای آنکه بتوانیم از همه آن‌ها سواری بگیریم، ما را در جهان پراکنده ساخته است. ما باید دخترهای زیبا و خوشگل را به ازدواج پادشاهان و وزیران و شخصیتهای برجسته یهود درآوریم تا بوسیله آن‌ها بر حکومتهای جهان تسلط داشته باشیم.(4)

نژادپرستی قانون شد

پارلمان رژیم صهیونیستی (کنست) با تصویب لایحه دولتی با عنوان « ملت، دولت یهود» آن را به قانون مبدل کرد تا بار دیگر نژادپرستی خود در سرزمین اشغالی را که از سال 1948 به راه انداخته با قانونی جلوه دادن برخی امتیازات از جمله رسمی‌کردن زبان عبری و امتیازات ساخت ‌وساز برای یهودیان در فلسطین اشغالی ادامه دهد.

هر چند برخی از نمایندگان عربی حاضر در این پارلمان، نسبت به اقدامات نژادپرستانه رژیم صهیونیستی در این باره مخالفت کردند اما با اخراج آن‌ها از صحن کنست و وجود 55 مخالف از 120 عضو کنست این قانون‌ نژادپرستی به تصویب رسید.

با توجه به قانون جدید صهیونیست‌ها زبان عربی که در کنار عبری، یکی از دو زبان رسمی‌و اداری سرزمین اشغالی محسوب می‌شد، از رسمیت افتاد و سهم مردم فلسطین در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و دیگر امتیازات عمرانی و اجتماعی‌ شان منتفی اعلام شد تا رژیم صهیونیستی یادآور ایجاد جامعه‌ای نژادپرستانه یهودی‌ها در سرزمین اشغالی به صورت یکدست باشد.

نمایندگان عرب فلسطینی در کنست که از مخالفان این قانون هستند، تصویب آن را «مرگ دموکراسی و آشکار شدن نژادپرستی و آپارتاید علیه غیر یهودیان» تلقی کردند. این نمایندگان عرب در اقدامی‌نمادین، پیش‌نویس قانون را پاره کردند.(5)

منابع:

1 - کتاب پیامبر(ص) و یهود حجاز، نوشته مصطفی صادقی، نوبت چاپ دوم، سال 85، ص37 الی 39

2 - https://b 2n.ir/ 265157

3 - https://b 2n.ir/ 668339

4 - https://b 2n.ir/ 327029

5 - https://b 2n.ir/ 013220

بازدید : 912
پنجشنبه 31 ارديبهشت 1399 زمان : 23:23
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تاریخ تطبیقی

نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم برگزار خواهد شد تا ظرفیت‌های حوزه در این مسئله شناسایی شود.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ امروز بیست و نهم اردیبهشت ماه، نشستی تحت عنوان «نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» در شهر قم برگزار خواهد شد. در راستای آشنایی با اهداف و بخش‌های مختلف این نشست، «دکتر محسن محمدی»، دبیر نشست مزبور توضیحاتی را ارائه کرده است .

دکتر محمدی در تشریح هدف از برگزاری نشست امروز، بیان داشت: «مبارزه با صهیونیسم یکی از اصول اساسی و پراهمیت موجود در جمهوری اسلامی‌و گفتمان انقلاب اسلامی‌است، و لذا حوزه علمیه نیز بایستی در این مسئلة مهم مشارکت داشته باشد. باتوجه به بیانات مقام معظم رهبری در مورد حوزة انقلابی، بخشی از تحقق شعار «حوزة انقلابی» در گرو فعالیت در زمینة مبارزه با صهیونیسم در جمهوری اسلامی‌است. حوزه بایستی فضای ضدصهیونیستی را درون خودش تقویت کند، چراکه یکی از ارکان حوزة انقلابی، توجه ویژه به مسئلة دشمن‌شناسی است. بخش مهمی‌از بحث دشمن‌شناسی نیز مربوط به رژیم صهیونیستی است که مورد تأکید و توجه رهبر معظم انقلاب قرار دارد.

از طرف دیگر حوزه علمیه بُعد تبلیغی دارد و در این راستا بایستی نکات بیان‌شده توسط رهبری معظم را تبیین و تبلیغ کند. همچنین کارکرد حوزه در حقیقت گفتمان‌سازی و جریان‌سازی است و بخشی از این کار به مبارزه با صهیونیسم اختصاص دارد. بنابراین حوزه علمیه بایستی با ورود به این جریان مهم، تمام تلاش خود را به کار گیرد.»

محمدی ضمن اشاره به شروع مبارزات ضد صهیونیستی از حوزه علمیه، تصریح کرد: «نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم برگزار خواهد شد تا ظرفیت‌های حوزه در این مسئله شناسایی شود. با توجه به اینکه اساس مبارزات ضد صهیونیستی در ابتدا توسط علمای حوزه علمیه در جهان اسلام آغاز شد، الان نیز این روند در حوزه ادامه دارد؛ بنابراین بایستی حوزه همچنان با قدرت و با ابتکار این فعالیت را ادامه بدهد و به نتیجه برساند. در واقع این جلسه برگزار می‌شود تا فرصت‌ها و ظرفیت‌های موجود در این موضوع بررسی شود و نهادها و سازمان‌های مرتبط، فعالیت‌های صورت‌گرفته در گذشته و افراد فعال در این حوزه شناسایی شوند و در کنار همدیگر قرار بگیرند.»

دبیر نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم با اشاره به ادامه‌داشتن نشست در طول سال، گفت: «بنای کار بر این است که نشست ادامه داشته باشد و به یک دبیرخانة دائمی‌تبدیل شود که موضوعات را رصد و پیگیری کند و پیش ببرد. در واقع این نشست به مناسبت فرارسیدن روز جهانی قدس، نیست و قرار است که ادامه داشته باشد.»

دکتر محمدی برنامه‌های نشست امروز را این‌چنین اعلام کرد: «برخی از اساتید و شخصیت‌های حوزوی در جلسه حضور دارند و صحبت می‌کنند. بخش دیگر برنامه، رونمایی از سه جلد کتاب «اقتصاد صهیونیسم»، «منبع‌شناسی توصیفی اسرائیل و صهیونیسم در زبان انگلیسی» و کتاب شعری درمورد فلسطین که به چند زبان ترجمه شده، است.»

محمدی همچنین اعلام کرد: «حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، حجت‌الاسلام والمسلمین لطفی نیاسر، رئیس مرکز صداوسیمای قم، حجت‌الاسلام والمسلمین عزت زمانی، رئیس سازمان تبلیغات قم در نشست امروز حضور خواهند داشت.»

گفتنی است؛ نشست «عملکرد حوزه علمیه در مقابله با صهیونیسم» روز دوشنبه 29 اردیبهشت امسال از ساعت 16 تا 18:30 در اداره کل تبلیغات اسلامی‌قم واقع در خیابان جمهوری، روبروی موسسه امام خمینی (ره) برگزار خواهد شد .

منبع: پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

بازدید : 689
پنجشنبه 31 ارديبهشت 1399 زمان : 23:23
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تاریخ تطبیقی

پس از مدت‌هایی که بنی‌اسرائیل در اردوگاه بودند، خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود که می‌خواهم آخرین دستورات را به شما بدهم تا از این‌جا حرکت کرده و بروید. آن حضرت، امر الهی را با قوم خود در میان گذاشت؛ ولی به او گفتند: از کجا معلوم که تو این سخنان را از طرف خدا می‌آوری؟ ما باید ببینیم که خداوند این سخنان را به تو می‌گوید.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ شاید اولین ضایعه‌ای که برای بنی‌اسرائیل پیش آمد، تقاضای تنوع در طعام بود. گفتند که از خوردن نان و گوشت به صورت مداوم خسته شدیم و از حضرت موسی(ع) تقاضا کردند که طعام‌های دیگری مانند عدس و خیار و پیاز هم از آسمان نازل شود .

البته غذای آن‌ها از نظر ویتامین و پروتئین کامل بود و نقص بدنی نداشتند، چون در نان و گوشتی که برایشان نازل می‌شد، مواد لازم و ضروری برای بدن موجود بود. تمام آن چیز‌هایی را هم که تقاضا کردند، در واقع، تنوع‌بخش به غذا بود، نه ارتقای کیفیت آن .

حضرت موسی(ع) در پاسخ خواسته آن‌ها فرمود: شما مشکلی در مورد آب و غذا ندارید و آن چیز‌هایی را که خواستید، نازل‌شدنی نیست. علاوه بر این‌که، هر مقدار به این امور توجه داشته باشید، از آموزش فاصله خواهید گرفت و فاصله گرفتن از آموزش هم موجب تأخیر در انجام مأموریت‌تان خواهد شد، چون دست شما فعلا به طرف کسی دراز نیست و خداوند، مایحتاج شما را تأمین می‌کند؛ اما اگر بخواهید غذاهای مطرح‌کرده‌تان را هم داشته باشید، باید برای به دست آوردنِ پول آن‌ها کار کنید.

در آینده هم که طمعتان زیاد شده و چیزهای دیگری هم درخواست نمودید، چه بسا مجبور به استقراض شوید و چون برای باز گرداندن قرض، پولی ندارید، صاحب پول شما را تحقیر خواهد نمود. حال اگر می‌خواهید وضعیت بهترتان را با وضعیت پست‌تر عوض کنید، به این شهر بروید که هر چه بخواهید، آن‌جا هست؛ البته در مقابل پول !

نتیجه‌ درخواست بنی‌اسرائیل این بود که به دو چیز مبتلا شدند: ذلت و مسکنت.(هرچه سفره رنگین‌تر شود، گرفتاری هم زیاد خواهد شد. معروف است که می‌گویند: اگر می‌خواهید قومی‌را به چالش کشیده و زمین‌گیرش کنید، دچار تنوع‌خواهیش کنید) .

پرسش‌های بیجا، انحراف دیگر بنی‌اسرائیل

دومین مورد انحرافی بنی‌اسرائیل، این بود که آن‌ها قوم پر سؤالی بودند و خیلی سؤال می‌کردند. یک بار قتلی بین آن‌ها اتفاق افتاد که قاتل را پیدا نمی‌کردند. حضرت موسی(ع) هم در هر مشکلی که راه طبیعی به رویشان بسته بود، از خدا تقاضای حل آن را می‌کرد و خدا هم راه را برایشان باز می‌کرد.

در آن ماجرای قتل، خداوند دستور داد که گاوی را کشته و گوشت آن را به مرده بزنند تا او زنده شده و قاتل خودش را معرفی کند. حضرت موسی(ع) دستور خداوند را به بنی‌اسرائیل ابلاغ کرد، اما بنی‌اسرائیل شروع به پرسش‌های بی‌مورد کردند. به قدری از کیفیت گاوی که باید کشته می‌شد، سؤال کردند تا این‌که خداوند مشخصات گاوی را به آن‌ها داد که پیدا نمی‌شد؛ در حالی که اگر همان اول، هر گاوی را می‌کشتند، مسأله حل بود .

بالأخره گاوی با اوصاف مورد نظر را پیدا کردند. صاحب گاو گفت که پوستش را بکنید و پر از طلا کرده، به من بدهید. آن‌ها هم به ناچار خواسته‌اش را پذیرفتند .

تردید بنی‌اسرائیل و مأموریت خداوند برای حضرت موسی(ع)

پس از مدت‌هایی که بنی‌اسرائیل در اردوگاه بودند، خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود که می‌خواهم آخرین دستورات را به شما بدهم تا از این‌جا حرکت کرده و بروید. آن حضرت، امر الهی را با قوم خود در میان گذاشت؛ اما موقعی که خواست برای اخذ دستورات خداوند از آن‌جا برود، به او گفتند: از کجا معلوم که تو این سخنان را از طرف خدا می‌آوری؟ ما باید ببینیم که خداوند این سخنان را به تو می‌گوید .

خدای متعال در پاسخ خواسته آن‌ها به حضرت موسی (ع) فرمود: 70 نفر از قومت را آورده و قرنطینه کن. آن حضرت سه ماه، 70 نفر از افرادی را که در علم و تقوا برتر و مقبولیت عمومی‌داشتند، انتخاب و قرنطینه کرد .

خداوند فرمود که آماده‌ شدن این افراد طول می‌کشد و باید سی روز پیش ما بمانند. حضرت موسی(ع) هم گفت که ما سی شب در کوه طور با خدا قرار داریم. بعد به برادرش،‌هارون(ع) خطاب کرد که نباید تو با ما بیایی، زیرا نمی‌شود این قوم را سر خود رها کرد. تو باید به عنوان جانشین در میان آن‌ها مانده و مراقب باشی که تو را از خط بیرون نکنند. جناب‌هارون(ع) امر برادرش را قبول کرد و حضرت موسی(ع) هم به طرف کوه طور رفت .

پایان وعده الهی و درخواست جدید برگزیدگان بنی‌اسرائیل

بالأخره چهل شب تمام شد. وحی آمد و 70 نفر از قوم حضرت موسی(ع) صدای وحی را شنیدند. حضرت موسی(ع) از آن‌ها پرسید: آیا شکتان برطرف شد؟ جواب دادند: خیر؛ ممکن است که صدای جنی‌ها بوده باشد! این‌بار ‌گفتند: باید وقتی خدا با تو سخن می‌گوید، او را ببینیم. حضرت موسی(ع) پاسخ داد: امکان ندارد که خداوند را ببینید. گفتند: ما گزارش نمی‌دهیم که صدای وحی را شنیده‌ایم! حضرت موسی (ع) خطاب به خداوند فرمود: خدایا! این‌ها چنین خواسته‌ای دارند .

خداوند به موسی(ع) وحی کرد: به آن‌ها بگو: خداوند بر این کوه تجلی خواهد نمود؛ اگر کوه توانست تجلی را تحمل کند، شما هم می‌توانید خداوند را ببینید. آن‌ها هم قبول کردند . با تجلی خداوند در کوه، صاعقه‌ای آمد و ناگهان کوه پودر شد. افراد برگزیده بنی‌اسرائیل در اثر این صاعقه‌ سوخته و حضرت موسی (ع) هم به گوشه‌ای افتاد و بیهوش شد .

با عنایت خداوند، برگزیدگان بنی‌اسرائیل دوباره زنده شده و به ارتباط حضرت موسی(ع) با خداوند شهادت دادند. حضرت موسی(ع) از این اتفاق خوشحال شد و به سرعت، به سوی قوم خود دوید. در این حین، خداوند به او وحی کرد که چرا این‌ها را رها کردی و خودت به سرعت جلوتر رفتی؟‌ موسی(ع) گفت: خدایا! من مأمور تو هستم و می‌خواهم رضایت تو را جلب کنم. خداوند فرمود: کار تو تحسین دارد، اما قومت که تو در صدد نجات آن‌هایی، همه گوساله‌پرست شده‌اند.

منبع: جلسه سیزدهم تاریخ تطبیقی(1393/09/04)

بازدید : 852
دوشنبه 28 ارديبهشت 1399 زمان : 23:23
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تاریخ تطبیقی

علی(علیه‌السلام) در کوفه که مظهر اقتدار اوست، به شهادت می‌رسند. نیروهای ساکن در نخیله با شنیدن خبر شهادت حضرت به شهر باز می‌گردند. اهل بیت حضرت پیکر مبارک ایشان را شبانه در دفن می‌کنند و هیچ کس اعتراض نمی‌کند که چرا مولا را شبانه دفن کردید؟!

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ «آن چیزی که موجب تأسف است، این است که مجال پیدا نکردند حضرت امیر(سلام الله علیه)، نگذاشتند مجال پیدا بکند آن حکومتی که حکومت الله است را در دنیا به آن نحوی که می‌خواست، خود حضرت امیر(سلام الله علیه) می‌خواست، پیاده کند تا دنیا بفهمد که اسلام چی آورده است و چه شخصیت‌هایی دارد. در آن وقت که حکومت دست ایشان نبود، که مجال نبود، آن وقت هم که حکومت دست ایشان آمد، باز مجال ندادند؛ سه تا جنگ بزرگ در زمان ایشان افروختند و مجال این‌که یک حکومتی که دلخواه او هست برقرار کند نشد.»(1)

«من یک وقت در دوران زندگی تقریباً ۵ ساله حکومت امیرالمومنین(علیه‌السلام) و آنچه که پیشامد، مطالعات وسیعی داشتم. آنچه من توانستم به عنوان جمع بندی به دست بیاورم، این است که(تحلیل سیاسی) ضعیف بود. البته در درجه بعد عوامل دیگری هم بود اما مهم‌ترین مسئله این بود...»، «چیزی که فتنه خارج را به وجود آورد و امیرالمومنین(علیه‌السلام) را آنطور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آنگونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود و الا همه مردم که بی دین بودند.»(2)

ترور ناموفق امیرالمومنین(علیه‌السلام)

جریان حاکم با غصب ولایت به این هدف خود دست یافته بودند، ولی حلقه پایانی این نقشه ناتمام بود. باید علی(علیه‌السلام) کاملاً از صحنه حذف می‌شدند. بنابراین تصمیم گرفتند ایشان را در نماز به شهادت برسانند؛ زیرا همانگونه که در زمان رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شخص رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بالاترین تهدید برای آنان به شمار می‌آمدند، پس از ایشان، این خطر از ناحیه علی(علیه‌السلام) متوجه آن‌ها بود؛ چرا که ایشان می‌توانستند افشاگر و همچنین خنثی کننده طرح‌های آنان باشند.

بنابراین می‌بایست ترور فیزیکی و نیز شخصیتی علی(علیه‌السلام) را در دستور کار خود قرار دهند. چنانکه یکی از سران صحابه، به خالد فرمان داد در میان نماز امیرالمومنین(علیه‌السلام) را به قتل برساند. اما در میانه نماز از این کار پشیمان شد و گفت «خالد! فرمانی که به تو دادم را انجام نده.» بعدها نیز امیرالمومنین(علیه‌السلام) پس از آن که ابن ملجم را برای نخستین بار دیدند، پس از افشا کردن نام و نسب صحیح وی قاتل خود را از زبان رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یک یهودی معرفی نمودند. حتی بر اساس گزارشی پس از رجعت امیرالمومنین(علیه‌السلام) آن حضرت دوباره به دست یک یهودی در منطقه اریحا به شهادت خواهند رسید.(3)

شهادت حضرت علی(علیه‌السلام)

شب نوزدهم ماه مبارک رمضان از راه می‌رسد. حضرت می‌دانستند که همین روزها در کوفه به شهادت می‌رسند و امشب در این مسجد مورد سوء قصد واقع می‌شوند. اما اطلاع حضرت از این امور به علم غیب بود؛ در حالی که ایشان مأمور به عمل بر طبق ظاهر هستند و اگر ایشان به علم ظاهر از این خطر مطلع می‌شدند وظیفه داشتند از خود دفاع کنند؛ بنابراین همان طور که حضرت وظیفه دارند به علم ظاهر عمل کنند، وظیفه دارند به علم غیب عمل نکنند. زیرا علم غیب نگاه به قضایا از پشت سر است که تمام آن مطابق حکمت است.

برخی نقل کرده‌اند که قرار بود در آن شب سه نفر را ترور کنند، به این نقل باید با نگاه تردید نگریست؛ زیرا چطور ممکن است بخواهند سه نفر را ترور کنند اما فقط در مورد حضرت علی(علیه‌السلام) که از همه هوشیارتر هستند، به نتیجه برسد؟ این به نظر غیر عادی می‌رسد و باید نشانه‌های دست بردن در واقعیت را در آن مشاهده کرد.

به هر تقدیر اوضاع در پایان حکومت علی(علیه‌السلام) کاملاً دگرگون شده بود. مردم از آن جهت که تحت تربیت حضرت نبودند، نمی‌توانستند کمکی برای آن حضرت باشند. آنهایی هم که می‌توانستند کمکی کنند هزینه جنگ‌های متعددی شده بودند که معاویه ترتیب داده بود. عده کمی‌هم که مانده بودند کاری از پیش نمی‌بردند. برخی از دوستان هم که بودند که به واسطه حوادثی که پیش آمد، ماهیت خود را نشان دادند. برای نمونه ابن عباس به بیت المال بصره دستبرد زد.

البته شاید بتوان این عمل او را حمل بر صحت کرد و علت این کار را حفظ بیت المال مسلمین از تصرف افراد معاویه دانست، اما به هر حال امیرالمومنین(علیه‌السلام) در نامه‌ای او را توبیخ کردند که چون اوضاع را دگرگون و علیه من ندیدی، ماهیت خودت را نشان دادی.

به هر ترتیب علی(علیه‌السلام) در کوفه که مظهر اقتدار اوست، به این سادگی به شهادت می‌رسند. نیروهای ساکن در نخیله با شنیدن خبر شهادت حضرت به شهر باز می‌گردند. اهل بیت حضرت پیکر مبارک ایشان را شبانه در دفن می‌کنند و هیچ کس اعتراض نمی‌کند که چرا مولا را شبانه دفن کردید؟! و یا این که چرا ما را از وجود قبر ایشان مطلع نمی‌کنید؟! این حوادث ناگوار علاوه بر پیام‌های فراوانی که دارد فضای سیاسی - اجتماعی پایان حکومت حضرت علی(علیه‌السلام) و آغاز حکومت امام حسن(علیه‌السلام) را به خوبی برای ما روشن می‌کند.(4)

منابع:

1 - https://b2n.ir/686270

2 - http://farsi.khamenei.ir /

3 - دشمن شدید، دفتر دوم(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، نوبت چاپ اول، بهار 98، انتشارات شهید کاظمی، ص213 تا 214

4 - تبار انحراف 3، پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، انتشارات کتابستان معرفت، صص 18-20

بازدید : 1014
جمعه 25 ارديبهشت 1399 زمان : 19:24
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تاریخ تطبیقی

پرسش شما: عبدالله بن سبا دارای چه شخصیت تاریخی بوده است؟

پاسخ استاد: مرحوم علامه عسکری(ره) که واقعا هم در تاریخ می‌شود ایشان را «علامه» اطلاق کرد، داستان عبدالله بن سبا را بررسی کرد تا بفهمد کسی که بعضی ادعا می‌کنند پایه‌گذار شیعه است، ماورای درستی و یا نادرستی این ادعا، دارای چه شخصیت تاریخی بوده است؟ ایشان تحقیق کرد و متوجه شد که اساسا عبدالله بن سبا وجود خارجی ندارد!

این قضیه باعث شد تا ایشان تحقیق کند که آیا اشخاص دیگری هم وجود دارند که در بعضی از منابع از آن‌ها اسم برده شده، اما وجود خارجی نداشته باشند؟ ایشان به تحقیقات خود ادامه داد تا این‌که نام صد و پنجاه نفر را در تاریخ به عنوان صحابی پیدا کرد که هرگز وجود نداشته‌اند!

منبع:

دومین جلسه درس تاریخ تطبیقی1393/02/21

بازدید : 1306
جمعه 25 ارديبهشت 1399 زمان : 19:24
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تاریخ تطبیقی

یهودیان در طول تاریخ از مصادیق بزرگ نفوذگران بوده‌اند. اکنون جمعیت یهودیان در دنیا به سی میلیون نمی‌رسد. بنابراین تنها راه به قدرت رسیدن یهودیان در طول تاریخ، نفوذ در ساختارها و حکومت‌های دیگران بوده است.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ رضا مصطفوی، نویسنده کتاب التیام است. در گفت‌وگو با وی روش‌های نفوذ صهیونیست در جهان اسلام مورد بررسی قرار گرفت که در ادامه متن آن را ملاحظه می‌کنید؛

پرسش: همواره نفوذ به عنوان یکی از روش‌های صهیونیست‌ها بر علیه جهان اسلام مطرح بوده است. اگر امکان دارد کمی‌درباره موضوع نفوذ و معنای آن صحبت کنید.

واژه نفوذ مانند واژه جنگ است. واژه جنگ دو مفهوم دارد که ما از جهت اسلامی‌خودمان به این واژه عباراتی مانند جهاد و یا دفاع نسبت می‌دهیم و از بعد طرف مقابل به جنگ واژگانی مانند تجاوز و شبیخون را نسبت می‌دهیم. پس واژه نفوذ دارای یک مفهوم عامی‌می‌باشد که ابتدا می‌بایست تعریفی از آن ارائه بشود. نفوذ یکی از ابزار‌های نظامی‌و هجومی‌است که برای مقابله با طرف مقابل استفاده می‌شود.

این ابزار هم می‌تواند توسط ما استفاده بشود و هم توسط دشمنان ما. ما هم در مقابل دشمن از ابزار نفوذ استفاده می‌کنیم و باید هم از این ابزار استفاده بکنیم. اساساً معنای صدور انقلاب به نوعی به مفهوم نفوذ می‌باشد. ما باید نفوذ را تعریف کنیم و کارکرد‌ها و خطرات آن را شناسایی بکنیم. ما باید از این زاویه وارد بحث بشویم. مسئله نفوذ مبدعی ندارد. نفوذ یک ابزاری انسانی بوده است که انسان‌ها برای مبارزه با طرف مقابل از آن استفاده می‌کرده‌اند.

مسئله نفوذ در طول تاریخ و در ابعاد مختلف سیاسی و فرهنگی و عقیدتی، مصداق‌هایی داشته است. بیشترین تقابل ما در مسئله نفوذ در شصت ساله اخیر با صهیونیست‌ها بوده است. صهیونیست‌ها یکی از سه ضلع سندیکای استکبار جهانی هستند. سندیکای استکبار جهانی از سه ضلع صهیونیست‌ها، آمریکا و کفار از اهل کتاب تشکیل شده است. این کفار اهل کتاب می‌تواند کفار یهودی و مسیحی و حتی مسلمان را هم شامل بشود. در حوزه اسلام، وهابیان، کفار اهل کتاب هستند. بنابراین این سؤال شما باید به نحو دیگری مطرح بشود.

پرسش: اگر ممکن است کمی‌درباره انواع و مراحل نفوذ صحبت کنید.

این سؤال بیشتر یک سؤال اطلاعاتی ـ سیاسی است تا یک سؤال فرهنگی. حوزه فرهنگ زاویه نگاه خاص خودش را می‌طلبد. ما برای اینکه در جایگاه‌هایی نفوذ کنیم برای خود برنامه‌ریزی‌هایی داریم. دیگران هم برای نفوذ در جایگاه ما، برنامه‌ریزی‌های خودشان را دارند. هر کدام از این برنامه‌ریزی‌ها، متناسب با هدف، تغییر می‌کند. به عنوان مثال ما یک آرمانی به نام انقلاب اسلامی‌داریم که به پاشنه آشیل استکبار جهانی و صهیونیسم تبدیل شده است.

این‌ها می‌خواهند در این جایگاه نفوذ کرده و این آرمان را کم‌رنگ کنند. بنابراین دشمن برای نفوذ در این بخش، برنامه‌ریزی‌های خاص خودش را انجام می‌دهد. از این طرف ما هم می‌خواهیم نفوذ کنیم و اندیشه انقلاب اسلامی‌را منتشر کنیم. ما در کشورهای آمریکای لاتین و کشورهایی همچون لبنان و سوریه و عراق نفوذ جدی داریم. بلکه در بعضی از این کشورها، نفوذ به حضور تبدیل شده است. بنابراین مراحل نفوذ با توجه به شرایط و هدف، تغییر می‌کند.

پرسش: در محافل علمی‌در رابطه با پروژه نفوذ صهیونیست چه تقسیم‌بندی وجود دارد؟

آن چیزی که امروز برای ما جدی است، این مسئله می‌باشد که دشمن اصلی ما صهیونیست‌ها هستند. صهیونیست‌ها به سه دسته صهیونیست مسیحی، صهیونیست یهودی و صهیونیست مسلمان تقسیم می‌شوند. ولی دشمن اصلی ما آمریکا یعنی صهیونیسم مسیحی است. نقطه مورد توجه صهیونیسم جهانی، آرمان انقلاب اسلامی‌و یا اسلام انقلابی است. اسلامی‌که می‌خواهد انقلاب کند و تشکیل حکومت اسلامی‌بر اساس قرآن و فقه اهل‌بیت بدهد.

بنابراین این نقطه نفوذ دشمن است. این نفوذ جبهه دشمن، غالباً به صورت فرهنگی و از طریق رسانه‌ها صورت می‌گیرد. این نفوذ فرهنگی به معنای یک نفوذ آشکار و روشن نیست. این نفوذ ممکن است که از طریق ساختن فیلم‌ها و سریال‌هایی باشد که پیام خاصی را به مخاطب القاء می‌کند. نفوذ از طریق فرهنگ به معنای تزریق هوایی به جامعه است که شما مجبور هستید که در همین هوا تنفس کنید. به عنوان مثال شما الان می‌بینید که لباس‌هایی در جامعه مطرح می‌شود که این نوع لباس‌ها و پوشش‌ها مقاومت شکن است.

یا به عنوان مثال دیگر این نفوذ می‌تواند به صورت انتشار اخباری باشد که قدرت دشمن را بیش از اندازه واقعی خود نشان می‌دهد. این مسئله یکی از چالش‌های مهم امروز ماست. یک جریانی از ابتدای انقلاب به وجود آمد و تا امروز هم این جریان ادامه پیدا کرده و آن جریان، دشمن را بیش از اندازه قدرتمند نشان می‌دهد و به صورتی دشمن را توصیف می‌کند که گویا دشمن در همه جا حضور دارد و دیگر کار از کار گذشته است. این جریان باعث ناامیدی جریان حق و قدرت گرفتن جریان باطل می‌شود. این جریان هم می‌تواند یکی از مصادیق مهم نفوذ فرهنگی به شمار بیاید.

پرسش: آیا شما بین یهودیان و جریان نفوذ رابطه‌ای می‌بینید؟

یهودیان در طول تاریخ از مصادیق بزرگ نفوذگران بوده‌اند. یهودیان یک اقلیت خودخواسته هستند. از طرف دیگر با اقلیت بودن نمی‌توان به حاکمیت رسید. همین الان هم جمعیت یهودیان در دنیا به سی میلیون نمی‌رسد. بنابراین تنها راه به قدرت رسیدن یهودیان در طول تاریخ، نفوذ در ساختارها و حکومت‌های دیگران بوده است. بنابراین یهودیان در طول تاریخ بیشتر در کنار حاکمان قرار می‌گرفتند و به این وسیله نفوذ خود را شکل داده‌‌اند.

یهودیان با قرار گرفتن در کنار حکام، توانستند که دین مسیحیت را منحرف کنند و همچنین یهودیان با این شیوه توانستند که اسلام را دچار انحراف کرده و جریان اهل سنت را به وجود بیاورند. بنابراین یهودیان به خاطر در اقلیت بودن، همیشه از نفوذ استفاده کرده‌اند.

پرسش: کمی‌درباره نفوذ یهود در صدر اسلام صحبت کنید.

خدای متعال در قرآن کریم یهودیان را شدیدترین دشمن مؤمنین معرفی می‌کند. یهودیان در صدر اسلام به دلیل اینکه در اقلیت بودند، به صورت مستقیم وارد جنگ با مسلمانان نشدند. بلکه این کار را با نفوذ در مشرکین انجام دادند. به عنوان مثال جنگ احزاب با تحریک یهودیان مدینه اتفاق می‌افتد و خیلی دیگر از جنگ‌های صدر اسلام در اثر تحریک و نفوذ یهود به وقوع پیوسته است.

امروز هم یهود دشمنی خود را با نفوذ و تحریک دیگران اعمال می‌کند. بزرگ‌ترین دشمن یهودیان در عصر حاضر، آرمان انقلاب اسلامی‌و مسئله صدور انقلاب است. یهودیان با توجه به پیش‌بینی‌هایی که دارند، می‌دانند که در آخرالزمان ضربه‌ای از همین آرمان انقلاب اسلامی‌خواهند خورد و به وسیله آن نابود خواهند شد و به همین خاطر یهودیان قصد دارند که با نابودی پیش‌دستانه انقلاب اسلامی، مانع تحقق این امر بشوند و این برنامه پیش‌دستانه هم یک برنامه نظامی‌نیست، بلکه این برنامه پیش‌دستانه در قالب برنامه‌های فرهنگی و اقتصادی انجام می‌شود.

من به یک نمونه در این رابطه اشاره می‌کنم. یکی از اساتید دانشگاه بیان می‌کرد که من چهار انقلابی که در دنیا به وقع پیوسته است را بررسی کرده‌ام و متوجه شده‌ام که این انقلاب‌ها تحت تأثیر دوازده عامل صورت می‌پذیرد. یک از این عوامل تورم است. عامل دیگر رکود است. یکی دیگر از عوامل، ایجاد بدبینی به نهادهای دینی است. آخرین عامل، امنیت است. این استاد دانشگاه بیان می‌کرد که یازده عامل قبلی در ایران اتفاق افتاده است، ولی عمل ناامنی در ایران به وقوع نپیوسته است. یعنی اگر امنیت در جامعه‌ای سلب بشود، مردم برای سقوط نظام حاکم اقدام می‌کنند. این برنامه‌ریزی امروزه برای ایجاد این عوامل در ایران و در قالب طرح نفوذ انجام می‌شود.

بنابراین ما مورد نفوذ جدی دشمن هستیم. مسئله دیگر عامل نفوذ‌پذیری خود ما می‌باشد. ما امروز در کشور در یک وضعیت نفوذ‌پذیری به سر می‌بریم. یعنی دولت فعلی در ایران یک دولت نفوذ پذیری است. بنابراین ایجاد نفوذ در این شرایط به موفقیت نزدیک‌تر است تا دوره‌های گذشته. زمانی که آقا بحث نفوذ را مطرح می‌کنند، به این معنا است که ما باید استقامت خود را در مقابل این نفوذ بیشتر کنیم. فرمایش آقا به این معنا نیست که آیا نفوذ واقع می‌شود یا نه؟ سؤالات شما بر این اساس بنا شده است که آیا نفوذ اتفاق افتاده و یا این نفوذ توسط چه کسی در حال انجام است؟ ما باید مظاهر نفوذ در جامعه را بررسی کنیم و با آن مقابله کنیم.

این مسئله که چه کسی در حال نفوذ است، مسئله مهمی‌نیست، بلکه راهکار مقابله با او مهم می‌باشد. ما امروز باید به سمتی حرکت کنیم که جامعه به قدری در مقابل نفوذ محکم بشود که نفوذ به داخل کشور به حداقل برسد. امروز ترکیه که یک کشور اسلامی‌است که با مدیریت لائیک اداره می‌شود، به خاطر رویای تشکیل امپراتوری عثمانی در حال نفوذ به ایران است و این کار را هم با ایجاد شبکه‌های تلویزیونی مانند جم تی وی انجام می‌دهد. یا مثلاً کشور قطر که یک کشور کوچک و با جمعیت اندک می‌باشد دارای شبکه‌های تلویزیونی متعددی است که مخاطبانش را از یک ساله تا نود ساله را در برمی‌گیرد.

من به کشورهای جنوب شرق آسیا مسافرت کرده‌ام و به دفاتر شبکه‌های آنجا سر زده‌ام و از آن‌ها سؤال کرده‌ام که منبع اخبار شما چه شبکه‌هایی هستند و آن‌ها پاسخ داده‌اند که منبع اخبار ما سی‌‌ان‌ان و الجزیره است. من از آن‌ها می‌پرسیدم که آیا شما شبکه‌های ایرانی را هم دنبال می‌کنید و آن‌ها پاسخ منفی می‌دادند. این در حالی است که مردم آنجا تشنه انقلاب اسلامی‌هستند. در اندونزی جوانانی بودند که عکس امام(ره) و آقا را بر روی تی‌شرت خود قرار داده بودند.

اندونزی پرجمعیت‌ترین کشور اسلامی‌و بالطبع آن یکی از مؤثرترین کشورهای اسلامی‌است، ولی متأسفانه مردم این کشور هیچ ارتباطی با رسانه‌های جمهوری اسلامی‌ایران ندارند. ما اگر فقط بر روی اسرائیل تمرکز کنیم و فقط رژیم صهیونیستی را دشمن خود بدانیم، اشتباه کرده‌ایم و مورد نفوذ سایر کشورها قرار می‌گیریم. یکی دیگر از ابزارهای نفوذ شبکه‌های اجتماعی هستند.

من شخصاً معتقدم که این شبکه‌ها منافعی هم دارند، ولی متأسفانه ما اسیر این شبکه‌ها شده‌ایم. امروز ما به جای فکر کردن به نفوذ دیگران باید خود به ساختاردهی دیگران نفوذ کنیم. امام(ره) در دهه شصت مسئله صدور انقلاب را مطرح کرد، ولی ما در این مسئله نتوانستیم که به خوبی عمل کنیم. ما الان حضور نظامی‌خوبی در سایر کشوره داریم و در این زمینه، یعنی نفوذ نظامی‌به سایر کشورها موفق عمل کرده‌ایم.

به عنوان مثال ما در حال حاضر در عراق و سوریه، سپاه پاسداران تشکیل داده‌ایم و یا در حوزه اقتصادی ما در حال صادر کردن پراید به کشورهای منطقه هستیم، ولی نتوانسته‌ایم که به صورت مطلوبی انقلاب اسلامی‌خودمان را صادر کنیم. ما یک زمانی انقلاب خود را به کشورهای آمریکای لاتین صادر کردیم که آن را هم دشمن با نفوذ خود، زمین زد. بنابراین راهکار مقابله با نفوذ، مقابله به مثل است. در حال حاضر ما بیشتر دچار نفوذ فرهنگی و رسانه‌ای شده‌ایم و راهکار مقابله با این نفوذ هم باید فرهنگی و رسانه‌ای باشد.

پرسش: آیا صهیونیسم مسیحی و صهیونیسم اسلامی‌همان صهیونیسم یهودیت است؟

صهیونیسم، یک تفکر سرطانی است که منشأ آن در یهودیت بوده است و بعد وارد مسیحیت و اسلام شد. صهیونیسم بیشتر یک تفکر سیاسی است که ممکن است که یک نفر مسلمان و یا مسیحی به آن معتقد باشد، ولی مبدأ این تفکر، یهودیت است .

انتهای پیام/

بازدید : 1030
جمعه 25 ارديبهشت 1399 زمان : 19:24
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تاریخ تطبیقی

ما دارای یک تاریخ متقن هستیم که تردیدی در آن نیست و آن عبارت است از قرآن. علت این‌که می‌گوییم در قرآن تردیدی نیست، این است که از طرف خداوند نازل شده است.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در دومین جلسه درس تاریخ تطبیقی که در تاریخ 1393/02/21 برگزار شد، تاریخ‌های معتبر را مورد بررسی قرار دادند که متن آن بدین شرح است؛

عدم اطمینان کامل نسبت به کتب تاریخی رایج

از کجا می‌توان چنین تاریخی را پیدا کرد که ناقل‌ها از روی حس برای ما خبر داده، و همگی ثقه و مورد اطمینان باشند؟ کتاب و نوشته‌ای وجود ندارد که تاریخ را از زمان آدم(ع) تا الآن به صورت سمعا عنِ السمع و عنِ الثقات نقل کرده باشد.

حتی کتابی که تاریخ ابراهیم(ع) یا تاریخ موسی(ع) و یا تاریخ عیسی(ع) را با چنین خصوصیاتی برای ما نقل کرده باشد، نداریم؛ هر کتابی هم که در این مواردِ تاریخی نقلی دارد، نقلش مرسل(بدون سند موثق) شده است.

مثلا تاریخ طبری، ناقل‌های یک روایت تاریخی را تا جایی اسم برده و می‌رسد به ناقلی که مثلا درباره دوران حضرت آدم(ع) مطالبی را بیان کرده است؛ سوال این‌جاست که این شخص چگونه می‌توانسته است از دوران آن پیامبر الهی مطلبی را نقل کند؟! از این رو ما با این کتب از روی تسامح برخورد می‌کنیم.

مرحوم علامه عسکری(ره) که واقعا هم در تاریخ می‌شود ایشان را «علامه» اطلاق کرد، داستان عبدالله بن سبا را بررسی کرد تا بفهمد کسی که بعضی ادعا می‌کنند پایه‌گذار شیعه است، ماورای درستی و یا نادرستی این ادعا، دارای چه شخصیت تاریخی بوده است؟ ایشان تحقیق کرد و متوجه شد که اساسا عبدالله بن سبا وجود خارجی ندارد! این قضیه باعث شد تا ایشان تحقیق کند که آیا اشخاص دیگری هم وجود دارند که در بعضی از منابع از آن‌ها اسم برده شده، اما وجود خارجی نداشته باشند؟ ایشان به تحقیقات خود ادامه داد تا این‌که نام صد و پنجاه نفر را در تاریخ به عنوان صحابی پیدا کرد که هرگز وجود نداشته‌اند!

تاریخِ مُتقَن بودن قرآن و روایات معتبر

در این‌جا ممکن است این سؤال پیش بیاید که پس با این حساب، آیا ما فاقد تاریخ موثق هستیم؟ جواب این است که ما دارای یک تاریخ متقن هستیم که تردیدی در آن نیست و آن عبارت است از قرآن. علت این‌که می‌گوییم در قرآن تردیدی نیست، این است که از طرف خداوند نازل شده است.

در جلسه گذشته گفتیم: اولین چیزی که در بیان تاریخ به آن نیاز داریم، اِشراف و رؤیت است. خداوند در قرآن درباره آگاهی و بینایی‌اش نسبت به وقایع می‌فرماید: «إنَّه بعباده خبیرٌ بصیرٌ»(شوری: 27). اشراف خداوند متعال هم بر وقایع، بعد از حدوث آن وقایع نیست، بلکه قبل از حدوث است؛ یعنی قبل از این‌که مثلا آدم (ع) بیاید، خدا می‌دانسته است که او خواهد آمد. از طرفی کسی مانند خداوند وجود ندارد که همیشه بوده باشد.

تمام آن اموری که در ناقل لازم است، خداوند متعال در صفت خدایی خود دارد. دروغ در ذات خداوند راه ندارد، زیرا کسی دروغ می‌گوید که از فقر یا ریخته‌شدن آبرو و یا نسبت به جان خود بترسد؛ پس کسی که از این امور نترسد، هرگز دروغ نخواهد گفت، مگر از روی تفریح که این معنا هم در مورد خداوند صدق پیدا نمی‌کند.

بعد از قرآن هم در این زمینه باید به روایات اهل‌بیت(ع) مراجعه کرد. تنها تاریخی که می‌توان به عنوان سند قطعی به آن مراجعه و استناد کرد، تاریخی است که یا از قرآن اخذ شود، یا از ائمه(ع) و یا از اصحاب و راویان مورد وثوق ائمه معصومین(ع)؛ اما اگر قضایای تاریخی را بدون این‌که از منابع مورد اشاره اخذ شود، با این ادعا که قطعی است نقل کنیم، قطعا در آخرت باید پاسخگو باشیم.

اگر قرار باشد از منابع تاریخی دیگر مطلبی نقل شود، یا باید در تأیید مطالب قرآن و روایات باشد و یا با قرائنِ دال بر صحت، قابل قبول بوده و داعیه‌ای بر کذب آن وجود نداشته باشد. ضمن این‌که لازم است نقل از روی حس بوده باشد؛ وگرنه خطرناک‌ترین مطلب در بیان تواریخ، نقل از غیر ثقه، بدون قرینه بر صحت است.

وجود اهداف مطالعه تاریخ در قرآن

در جلسه قبل گفتیم که در بیان تاریخ، دو هدف عمده وجود دارد: 1. کسب عبرت و تجربه؛ 2. فهم وضعیت کنونی برای اخذ تصمیم صحیح نسبت به آینده. هر دو هدف در قرآن وجود دارد، زیرا همان طور که گفتیم فهم وضعیت امروز، متکی بر تاریخ متسلسلی است که از مبدأ شروع شده باشد.

قرآن هم در نقل تاریخ این ویژگی را دارد «و إذ قال ربک للملائکة إنی جاعلٌ فی الارض خلیفة»(بقره: 30). آن زمانی که خداوند می‌خواست انسان را خلق کند، شاهدی غیر از خداوند نبوده است که بتواند این مطلب را نقل کند.

انتهای پیام/

منبع: دومین جلسه درس تاریخ تطبیقی/ تاریخ 1393/02/21

تعداد صفحات : 0

آمار سایت
  • کل مطالب : 9
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 116
  • بازدید کننده امروز : 116
  • باردید دیروز : 58
  • بازدید کننده دیروز : 59
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 504
  • بازدید ماه : 364
  • بازدید سال : 3551
  • بازدید کلی : 78721
  • کدهای اختصاصی